جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Shrapnel
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
شکل جمع
shrapnel
مثالها
The blast sent shrapnel flying in all directions, causing injuries to nearby civilians.
انفجار ترکشها را به همه جهات پرتاب کرد و باعث آسیب به غیرنظامیان نزدیک شد.



























