جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
showtime
01
زمان نمایش, وقتشه
used to announce the beginning of a performance, event, or moment of importance
مثالها
The cameras are rolling. Showtime, everyone!
دوربینها در حال ضبط هستند. شو تایم، همه!
Showtime
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
showtimes
مثالها
Check the theater ’s website to confirm the showtime for the matinee.
برای تأیید زمان نمایش برای نمایش صبحگاهی، وبسایت تئاتر را بررسی کنید.
درخت واژگانی
showtime
show
time



























