جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
shoeless
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most shoeless
شکل تفضیلی
more shoeless
درجهناپذیر
مثالها
His shoeless feet were muddy from playing in the field.
پاهای برهنه او از بازی در مزرعه گلی شده بود.
درخت واژگانی
shoeless
shoe



























