جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Shitter
01
توالت, دستشویی
a toilet
Slang
Vulgar
مثالها
He spent half the morning on the shitter reading his phone.
او نیمی از صبح را روی توالت مشغول خواندن تلفنش گذراند.
02
بیارزش, بیفایده
a worthless, contemptible, or useless person
Offensive
Slang
Vulgar
مثالها
He 's a complete shitter who lets everyone else carry him.
او یک بیعرضه کامل است که اجازه میدهد همه دیگران او را حمل کنند.
03
دفع کننده, گه کننده
a person who defecates
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
shitters
درخت واژگانی
shitter
shit



























