جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Servant
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
servants
مثالها
The servant prepared breakfast and tidied up the house before the family woke up.
خدمتکار صبحانه را آماده کرد و خانه را قبل از بیدار شدن خانواده مرتب کرد.
02
خدمتکار, نوکر
in a subordinate position



























