جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Sentiment
01
باور, نظر
a feeling or opinion influenced by emotion rather than reason
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
sentiments
مثالها
She expressed her sentiment about the holiday in a card.
او احساس خود را در مورد تعطیلات در یک کارت بیان کرد.
درخت واژگانی
sentimentize
sentiment



























