جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Senior citizen
01
شهروند سالخورده
an old person, especially someone who is retired
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
senior citizens
مثالها
As a senior citizen, he enjoys the discounts offered at local stores and restaurants.
به عنوان یک شهروند سالخورده، او از تخفیفهای ارائه شده در فروشگاهها و رستورانهای محلی لذت میبرد.



























