جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
دانشجو یا دانشآموز سال آخری
در دانشگاه، دانشجویان سال آخر این فرصت را دارند که یک پایاننامه تحصیلی را تکمیل کنند.
فرد سالخورده, شهروند سالخورده, سالمند
مادربزرگ سارا یک سالمند است و از تخفیفهای بسیاری از فروشگاهها لذت میبرد.
فردی که نسبت به فرد دیگر بزرگتر است
او پنج سال از من بزرگتر است.
سنیور, کهنه کار
خواهر سارا یک سنیور در شنا است، که با ورزشکاران مسنتر در گروه سنی خود رقابت میکند.
بالارتبه, ارشد
مدیر سارا یک ارشد در شرکت است، و او از راهنماییها و بازخوردهایش قدردانی میکند.
ارشد, مافوق
به عنوان یک مدیر ارشد، او بر عملیات چندین بخش در شرکت نظارت داشت.
سالآخر, سالآخری
کلاس سال آخر مراسم فارغالتحصیلی را سازماندهی کرد.
مرکز سالمندان فعالیتها و خدمات مختلفی را برای بزرگسالان مسنتر در جامعه ارائه میدهد.
دبیرستان, مقطع متوسطه
او در مدرسه متوسطه تحصیل میکند که از سن 12 سالگی شروع میشود.
درخت واژگانی



























