جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
semiconscious
01
نیمههوشیار, نیمهبیهوش، نیمهآگاه
not fully conscious
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most semiconscious
شکل تفضیلی
more semiconscious
درجهپذیر
مثالها
After the accident, he remained semiconscious for several hours, unable to respond to questions.
پس از حادثه، او برای چند ساعت نیمههوشیار باقی ماند، قادر به پاسخگویی به سوالات نبود.
درخت واژگانی
semiconscious
conscious



























