جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to seep
01
نشت کردن, تراوش کردن
to slowly leak or pass through small openings
Intransitive
مثالها
Oil seeped from the engine onto the garage floor.
روغن از موتور به کف گاراژ نشت کرد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
نشت کردن, تراوش کردن