جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
securely
مثالها
The bicycle was securely chained to the bike rack to deter theft.
دوچرخه به محکمی به پایه دوچرخه زنجیر شده بود تا از دزدی جلوگیری کند.
02
با اطمینان، به طور ایمن
in a manner free from fear or risk
03
با امنیت, به صورت غیرقابل نفوذ
in an invulnerable manner
04
به صورت ایمن, با اطمینان
cause to undergo combustion
درخت واژگانی
insecurely
securely
secure



























