جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Search warrant
01
اجازه بازرسی, دستور بازرسی
an official document that allows police to search a place for evidence or suspects
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
search warrants
مثالها
Officers carried out a search warrant early in the morning.
ماموران صبح زود یک حکم بازرسی را اجرا کردند.



























