جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to scat
01
فرار کردن, در رفتن
flee; take to one's heels; cut and run
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
باقاعده
زمان حال
scat
سومشخص مفرد
scats
وجه وصفی حال
scatting
گذشته ساده
scatted
اسم مفعول
scatted
Scat
01
اسکات, بداههپردازی آوازی
vocal improvisation where the singer uses nonsense syllables, rhythms, and melodic variations to create spontaneous and rhythmic expressions
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
scats
مثالها
The scat solo in the jazz performance showcased the vocalist's improvisational skill and creativity.
سولوی اسکات در اجرای جاز، مهارت بداههپردازی و خلاقیت خواننده را به نمایش گذاشت.
درخت واژگانی
scatter
scat



























