جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Sabbatical
01
مرخصی مطالعاتی, سال مطالعاتی
a paid leave from work, often taken every seven years, for study or personal growth
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
sabbaticals
مثالها
During his sabbatical, he traveled to study ancient cultures.
در طول مرخصی مطالعاتی خود، او برای مطالعه فرهنگهای باستانی سفر کرد.
sabbatical
01
مرخصی مطالعاتی, مربوط به مرخصی مطالعاتی
of or relating to sabbatical leave
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
02
سبتی, مربوط به سبت
of or relating to the Sabbath



























