جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to run by
[phrase form: run]
01
نظر کسی را (درباره چیزی) پرسیدن
to tell someone about an idea, especially to know their opinion about it
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
by
فعل پایه
run
زمان حال
run by
سومشخص مفرد
runs by
وجه وصفی حال
running by
گذشته ساده
ran by
اسم مفعول
run by
مثالها
Before implementing the project, he ran the proposal by his team for their thoughts.
قبل از اجرای پروژه، او پیشنهاد را به تیمش ارائه داد تا نظراتشان را بداند.
02
از کنار گذشتن, سر زدن به
to pass by a location or person during a walk or run
مثالها
She always runs by our house during her morning jog.
او همیشه در دویدن صبحگاهیاش از کنار خانه ما میگذرد.
03
به سرعت توقف کردن در, سر زدن به
to make a quick stop by a place
مثالها
She decided to run by the office to pick up her laptop before the weekend.
او تصمیم گرفت قبل از آخر هفته برای برداشتن لپتاپش به اداره سر بزند.



























