جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to rough out
01
پیشطرح زدن
to create a basic, initial version that outlines the main features of something
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
rough
زمان حال
rough out
سومشخص مفرد
roughs out
وجه وصفی حال
roughing out
گذشته ساده
roughed out
اسم مفعول
roughed out
مثالها
The artist decided to rough out the sketch before adding the details.
هنرمند تصمیم گرفت قبل از اضافه کردن جزئیات، طرح را به صورت خام ترسیم کند.



























