جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to retrace
01
(از همان راه) بازگشتن, (راه قبلی را) طی کردن
to return somewhere from the same way that one has come
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل حرکتی
باقاعده
زمان حال
retrace
سومشخص مفرد
retraces
وجه وصفی حال
retracing
گذشته ساده
retraced
اسم مفعول
retraced
مثالها
We had to retrace our route when the trail became unclear.
ما مجبور شدیم مسیر خود را دوباره دنبال کنیم وقتی که مسیر نامشخص شد.
02
بازسازی ذهنی, به یاد آوردن
reassemble mentally
درخت واژگانی
retrace
trace



























