جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to resize
01
تغییر اندازه, تغییر سایز
to change the size of something
Transitive: to resize sth
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
resize
سومشخص مفرد
resizes
وجه وصفی حال
resizing
گذشته ساده
resized
اسم مفعول
resized
مثالها
The graphic designer is resizing the logo for the new marketing campaign.
طراح گرافیک در حال تغییر اندازه لوگو برای کمپین بازاریابی جدید است.
درخت واژگانی
resize
size



























