جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to repeat
01
تکرار کردن
to complete an action more than one time
Transitive
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
repeat
سومشخص مفرد
repeats
وجه وصفی حال
repeating
گذشته ساده
repeated
اسم مفعول
repeated
مثالها
The teacher regularly repeats important concepts to ensure understanding.
معلم به طور منظم مفاهیم مهم را تکرار میکند تا اطمینان حاصل شود که درک شدهاند.
02
دوباره انجام دادن, تکرار کردن
to make, do, or perform something again
مثالها
He had to repeat the experiment to confirm the results.
او مجبور شد آزمایش را تکرار کند تا نتایج را تأیید کند.
03
دوباره اتفاق افتادن
to happen again
مثالها
The same problem is likely to repeat if not properly fixed.
اگر به درستی برطرف نشود، همان مشکل احتمالاً تکرار خواهد شد.
04
تکرار کردن, دوباره گفتن
to say something again or to copy someone or something
مثالها
Can you repeat what you just said for clarity?
آیا میتوانید برای وضوح بیشتر آنچه را که گفتید تکرار کنید؟
05
از اول انجام دادن, مجدداً انجام دادن
do over
06
مجدد خلاصه کردن, تکرار کردن
repeat an earlier theme of a composition
Repeat
01
رویدادی که دوباره تکرار میشود
an event that occurs again in the same manner as before
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
repeats
مثالها
The concert was such a hit that they planned a repeat for next month.
کنسرت آنقدر موفق بود که آنها برای ماه آینده یک تکرار برنامهریزی کردند.
02
بازپخش, تکرار
a program on television or radio that has already been broadcast
مثالها
The network decided to air a repeat of last week's popular episode.
شبکه تصمیم گرفت تکرار قسمت محبوب هفته گذشته را پخش کند.
درخت واژگانی
repeated
repeater
repeating
repeat



























