جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
reliant
01
متکی, اتکاکننده
dependent on something or someone for support, assistance, or success
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most reliant
شکل تفضیلی
more reliant
درجهپذیر
مثالها
The town is heavily reliant on tourism for its economy.
این شهر به شدت به گردشگری برای اقتصاد خود متکی است.
درخت واژگانی
reliant
rely



























