جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Regiment
01
تیپ, واحد نظامی
a military unit with a specific organizational structure and operational role within an army
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
regiments
مثالها
He served in a cavalry regiment during his military career.
او در یک تیپ سواره نظام در طول دوران نظامی خود خدمت کرد.
to regiment
01
نظم دادن, تحت انضباط سخت قرار دادن
subject to rigid discipline, order, and systematization
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
regiment
سومشخص مفرد
regiments
وجه وصفی حال
regimenting
گذشته ساده
regimented
اسم مفعول
regimented
02
منصوب کردن به یک هنگ, واگذار کردن به یک هنگ
assign to a regiment
03
تشکیل دادن به صورت هنگ, سازماندهی به صورت هنگ
form (military personnel) into a regiment
درخت واژگانی
regimental
regiment



























