جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to reel off
01
بدون وقفه اطلاعات را به اشتراک گذاشتن
to recite information without hesitation and fluently
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
off
فعل پایه
reel
زمان حال
reel off
سومشخص مفرد
reels off
وجه وصفی حال
reeling off
گذشته ساده
reeled off
اسم مفعول
reeled off
مثالها
During the interview, he was able to reel off his qualifications and experience without hesitation.
در طول مصاحبه، او توانست بدون تردید مدارک و تجربیات خود را برشمرد.
02
باز کردن, پیچیدن
to unroll something from a reel or spool
مثالها
She expertly reeled off the ribbon from the spool to decorate the gift.
او با مهارت روبان را از قرقره باز کرد تا هدیه را تزیین کند.



























