جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to reel off
[phrase form: reel]
01
بدون وقفه اطلاعات را به اشتراک گذاشتن
to recite information without hesitation and fluently
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
off
فعل پایه
reel
زمان حال
reel off
سومشخص مفرد
reels off
وجه وصفی حال
reeling off
گذشته ساده
reeled off
اسم مفعول
reeled off
مثالها
She can effortlessly reel off all the U.S. state capitals in alphabetical order.
او میتواند به راحتی برشمردن تمام پایتختهای ایالات آمریکا را به ترتیب الفبا.
02
باز کردن, پیچیدن
to unroll something from a reel or spool
مثالها
They had to reel off several yards of thread from the reel to complete the sewing project.
آنها مجبور بودند چند یارد نخ را از قرقره باز کنند تا پروژه خیاطی را تکمیل کنند.



























