جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Red blood cell
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
red blood cells
مثالها
The doctor ordered a blood test to check the patient's hemoglobin levels and red blood cell count.
پزشک یک آزمایش خون برای بررسی سطح هموگلوبین و تعداد گلبولهای قرمز بیمار تجویز کرد.



























