
جستجو
recklessly
01
بیپروا, بیاحتیاط
in a manner that lacks caution or care
Example
He drove recklessly, ignoring traffic rules and putting others at risk.
او بیپروا رانندگی کرد و به قوانین ترافیکی توجه نکرد و دیگران را در معرض خطر قرار داد.
The hiker ventured recklessly off the marked trail, risking getting lost.
کوهنورد بیاحتیاط از مسیر مشخص خارج شد و خطر گم شدن را به جان خرید.

کلمات نزدیک