جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
rapt
01
شیفته, شیدا، مفتون، مسحور
fully absorbed or captivated by something
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most rapt
شکل تفضیلی
more rapt
درجهپذیر
مثالها
The children watched the magician 's performance with rapt fascination, hanging on his every word.
کودکان اجرای شعبدهباز را با شیفتگی مسحورکننده تماشا کردند، به هر کلمهای که میگفت گوش میدادند.



























