جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
rapidly
01
بهسرعت, سریعاً
in a way that is very quick and often unexpected
اطلاعات دستوری
قید حالت
مثالها
The river flowed rapidly after heavy rainfall.
رودخانه پس از بارندگی شدید به سرعت جریان یافت.
درخت واژگانی
rapidly
rapid



























