جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
quilted
01
به صورت تزئینی به هم دوخته شده
stitched together in a decorative pattern, creating a padded or textured surface
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most quilted
شکل تفضیلی
more quilted
درجهپذیر
حوزه
textiles, clothing, crafts
مثالها
She wore a quilted jacket to stay warm in the chilly weather.
او یک ژاکت لایهدار پوشید تا در هوای سرد گرم بماند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
quilted
quilt



























