جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Putz
01
احمق, نادان
a foolish, inept, or contemptible person
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
مثالها
That putz forgot his keys again.
آن putz دوباره کلیدهایش را فراموش کرد.
02
کیر, آلت تناسلی مرد
the male genitalia
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
putzes
مثالها
He got hit in the putz by accident.
او به طور تصادفی در آلت تناسلی مورد ضربه قرار گرفت.



























