جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Banality
01
ابتذال, پیشپاافتاده
a remark used so often that its not interesting or effective
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
banalities
مثالها
She offered nothing but banalities during the meeting, repeating the same generic statements we've heard a hundred times before.
او در طول جلسه چیزی جز کلیشهها ارائه نکرد، و همان اظهارات کلی را تکرار کرد که صدها بار قبل از آن شنیدهایم.
درخت واژگانی
banality
banal
ban



























