جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Propaganda
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
During the war, both sides spread propaganda to boost morale and demonize the enemy.
در طول جنگ، هر دو طرف تبلیغات را برای تقویت روحیه و شیطانی جلوه دادن دشمن منتشر کردند.
درخت واژگانی
propagandist
propagandize
propaganda



























