جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Programming
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The open-source community contributed to programming projects, sharing code and improving software collaboratively.
جامعه متنباز به پروژههای برنامهنویسی کمک کرد، با اشتراکگذاری کد و بهبود نرمافزار به صورت مشارکتی.
02
زمانبندی (برنامههای تلویزیونی یا رادیویی), برنامهریزی
the process of planning and scheduling radio or television broadcasts
مثالها
She works in programming at a major radio station.
او در برنامهریزی در یک ایستگاه رادیویی بزرگ کار میکند.
درخت واژگانی
multiprogramming
programming
program



























