جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Prognosis
01
پیشآگهی, پیشبینی
a prediction about how a situation or process will develop
مثالها
The weather prognosis indicated heavy rain by evening.
پیشبینی هوا باران شدید را تا عصر نشان میداد.
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
prognoses
مثالها
The doctor provided a favorable prognosis for the patient's recovery from pneumonia with prompt treatment.
پزشک پیشآگهی مطلوبی برای بهبودی بیمار از ذاتالریه با درمان سریع ارائه داد.



























