جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Prince
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
gender specific
شکل جمع
princes
مفرد مذکر
prince
مفرد مؤنث
princess
neutral form
royal
مثالها
The prince celebrated his twenty-first birthday with a grand ball at the palace.
شاهزاده بیست و یکمین سالگرد تولد خود را با یک مهمانی بزرگ در کاخ جشن گرفت.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
princedom
prince



























