جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Price tag
01
برچسب قیمت
a label on an item that shows how much it costs
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
price tags
مثالها
The price tag on the new television showed a significant discount, making it a good deal.
برچسب قیمت روی تلویزیون جدید تخفیف قابل توجهی را نشان میداد که آن را به معاملهای خوب تبدیل میکرد.



























