prevention
pre
pri
پری
ven
ˈvɛn
وِن
tion
ʃən
شِن
/pɹɪvˈɛnʃən/

تعریف و معنی "prevention"در زبان انگلیسی

Prevention
01

جلوگیری, منع، ممانعت، پیش‌گیری

the act of stopping something bad from happening, especially crime or harm
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثال‌ها
Vaccination is a form of disease prevention.
واکسیناسیون شکلی از پیشگیری از بیماری‌ها است.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه