جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Prehension
01
گرفتن و نگهداشتن
the action of grasping or seizing something tightly with the hands or tentacles
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The therapy focused on improving hand prehension in patients recovering from nerve injuries.
درمان بر بهبود چنگ زدن دست در بیمارانی که از آسیبهای عصبی بهبود مییابند، متمرکز بود.
درخت واژگانی
reprehension
prehension
prehens



























