جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
precariously
01
به صورت ناپایدار, به صورت نامطمئن
in a way that is uncertain, insecure, or lacking stability
اطلاعات دستوری
مثالها
The vase was placed precariously on the edge of the table, at risk of falling.
گلدان به صورت بیثبات روی لبه میز قرار داده شده بود، در خطر افتادن.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
precariously
precarious



























