جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
powdered
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most powdered
شکل تفضیلی
more powdered
درجهپذیر
مثالها
The detergent was powdered, designed to dissolve quickly in the washing machine.
پودر شوینده به صورت پودری بود، طراحی شده تا به سرعت در ماشین لباسشویی حل شود.
درخت واژگانی
powdered
powder



























