جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
powdered
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most powdered
شکل تفضیلی
more powdered
درجهپذیر
مثالها
The makeup artist applied powdered foundation to create a smooth, matte finish.
آرایشگر فونداسیون پودری را برای ایجاد یک پایان صاف و مات اعمال کرد.
درخت واژگانی
powdered
powder



























