جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Potion
01
خیسانده, معجون، آشامه، آبدارو، آبزهر
a liquid mixture with healing, magical, or poisonous effects
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
potions
مثالها
The villain slipped a potion into the prince ’s drink, causing him to fall into a deep sleep.
شرور یک معجون را در نوشیدنی شاهزاده ریخت و باعث شد او به خوابی عمیق فرو برود.



























