جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to pop up
01
ناگهان ظاهر شدن
to appear or happen unexpectedly
Intransitive
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
up
فعل پایه
pop
زمان حال
pop up
سومشخص مفرد
pops up
وجه وصفی حال
popping up
گذشته ساده
popped up
اسم مفعول
popped up
مثالها
While reading the article, a related video popped up on the sidebar.
در حال خواندن مقاله، یک ویدیوی مرتبط در نوار کناری ظاهر شد.



























