جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Polyandry
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
polyandries
مثالها
The anthropologist studied a community where polyandry was accepted as a traditional and normative marital arrangement.
انسانشناس جامعهای را مطالعه کرد که در آن چندشوهری به عنوان یک ترتیب ازدواج سنتی و هنجاری پذیرفته شده بود.



























