جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Baddie
01
شرور, خصم
the principal bad character in a film or work of fiction
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
baddies
02
یک فرد کاریزماتیک, یک بَدَسی
a confident, attractive person who exudes style, self-assurance, and charisma
عامیانه
مثالها
That baddie walked into the room and instantly turned heads.
آن بادی وارد اتاق شد و فوراً نگاهها را به خود جلب کرد.



























