جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Playfulness
01
بازیگوشی
activities that are enjoyable or amusing
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
Her playfulness brought joy to everyone at the party.
شادابی او شادی را برای همه در مهمانی به ارمغان آورد.
03
شادی, خوشحالی
a festive merry feeling
درخت واژگانی
playfulness
playful
play



























