جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Playfulness
01
بازیگوشی
activities that are enjoyable or amusing
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The puppy's playfulness made it hard for anyone to stay upset.
شوخ طبعی توله سگ باعث شد که هیچ کس نتواند ناراحت بماند.
03
شادی, خوشحالی
a festive merry feeling
درخت واژگانی
playfulness
playful
play



























