جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
pimply
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
pimpliest
شکل تفضیلی
pimplier
درجهپذیر
مثالها
She tried several skincare products to improve her pimply skin.
او چندین محصول مراقبت از پوست را امتحان کرد تا پوست جوشدار خود را بهبود بخشد.
درخت واژگانی
pimply
pimple



























