pimply
Pronunciation
/pˈɪmpli/

تعریف و معنی "pimply"در زبان انگلیسی

pimply
01

پر‌از‌جوش, جوش‌دار

(of skin) covered in small red lumps, called pimples
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
pimpliest
شکل تفضیلی
pimplier
درجه‌پذیر
مثال‌ها
She tried several skincare products to improve her pimply skin.
او چندین محصول مراقبت از پوست را امتحان کرد تا پوست جوشدار خود را بهبود بخشد.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه