جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
picayune
01
کوچک و ناچیز, کماهمیت
considered to be of small importance or value
نکوهشی
غیررسمی
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most picayune
شکل تفضیلی
more picayune
درجهپذیر
مثالها
He wasted time arguing over picayune details instead of focusing on the main issue.
او به جای تمرکز بر روی موضوع اصلی، وقت خود را با بحث در مورد جزئیات بیاهمیت تلف کرد.



























