جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
pervious
01
نفوذپذیر, تراوشپذیر
allowing the passage of fluids or air
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most pervious
شکل تفضیلی
more pervious
درجهپذیر
مثالها
The filter was designed to be pervious to air but keep out larger particles.
فیلتر طراحی شده بود تا به هوا نفوذپذیر باشد اما ذرات بزرگتر را خارج نگه دارد.
درخت واژگانی
impervious
perviousness
pervious
perv



























