جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to permute
01
ترتیب چیزی را تغییر دادن
to rearrange the order of things
Transitive: to permute sth
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
permute
سومشخص مفرد
permutes
وجه وصفی حال
permuting
گذشته ساده
permuted
اسم مفعول
permuted
مثالها
In cryptography, a computer program can permute characters to enhance data security.
در رمزنگاری، یک برنامه کامپیوتری میتواند کاراکترها را جابجا کند تا امنیت دادهها را افزایش دهد.
درخت واژگانی
permutable
permute



























