جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Permutation
01
دگرگونی کامل, تغییر اساسی
a complete change in character, condition, or arrangement
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
permutations
مثالها
His personality seemed a permutation from his former self.
شخصیت او به نظر جایگشتی از خود سابقش بود.



























