جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
permissively
01
به صورت آسانگیر, به روش مداراگر
in a way that allows or tolerates normally restricted behavior
مثالها
They were raised permissively, with few rules and little supervision.
آنها آسانگیرانه بزرگ شدهاند، با قوانین کم و نظارت اندک.
درخت واژگانی
permissively
permissive
permit



























